عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 34
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
« در حوالى ارزنجان سلطان طربزون به معسكر او ( عثمان بيك ) التحاق يافت و به امداد و اسعاد او در تدبير فتح قلعه منجنيق و عراده و قرابغرا رسانيد . » 45 اگر قرابغرا را تحت اللفظى بررسى نماييم شتر سياه معنى مىدهد . اولا وجود شتر براى تسخير قلعه هيچ ربطى پيدا نمىكند ، ثانيا تا به حال كسى شتر سياه نديده است . . . وامبرى در سفرنامهء خود قرابغرا را حلقهء آهنين زنجيردار معنى كرده است . 46 شتر در بين اقوام و ملل ، سمبول قدرت و زور و تحمل بار شناخته شده است . اعراب اين حيوان را به كشتى تشبيه كرده و سفينة الصحراء ناميدهاند ، زيرا بيشترين محمولات را در صحرا بر دوش مىكشد و به مقصد مىرساند . در انگليسى هم شتر را مجازا « كشتى هاموننورد » The ship of The desert مىخوانند ، چون شتر مانند منجنيق بزرگ و پرقدرت سنگينترين بارها را با يك حركت « يك ضربه » بلند مىكند ازاينرو تركها بزرگترين و قوىترين منجنيقها را قرابغرا ( شتر بزرگ و نيرومند ) نام نهادهاند . دربارهء اين نامگذارى و سابقهء تاريخى آن ، كتاب سيرت جلال الدين منكبرنى مطالبى دارد ، بدين شرح : « . . . بارى جهانشاه ( ركن الدين جهانشاه بن طغرل صاحب ارزن الروم ) روزى چند در خدمت مقيم بود ، و سلطان با وى مأنوس گشته ، خواص و اصحاب وى را دويست خلعت بخشيد ، كه از آن ميان هيجده تشريف ، ساخت و سر افسار و طوق داشت ، و وى را در بازگشت به ديار خويش اجازت داده ، بفرمود تا از آلات حصار ، هرچه تواند به اخلاط فرستد . و وى منجنيقى بزرگ كه نام آن را قرابغرا نهادند با سپر و كمان و تير بسيار بفرستاد . » 47